چرا اینقدر از کوسه می ترسیم؟
به نظر می رسد هیچ چیز مانند برخورد نزدیک با یک کوسه توجه عموم را جلب نمی کند. در بولتن های خبری شبانه ما به طور مرتب گزارش هایی از کوسه ها در سواحل استرالیا منتشر می شود، در حالی که اطلاعات کمی در مورد این گزارش واقعاً ارزش خبری به نظر می رسد. رسانههای اجتماعی مملو از ویدیوهای GoPro از برخوردهای نزدیک نگرانکننده از نوع «کیتسورفر علیه کوسه» است. پس چرا ما اینقدر مجذوب کوسه ها یا شاید پارانوئید هستیم؟
کوسه پرستار خاکستری
کوسه پرستار خاکستری یکی از گونههای بسیار در معرض خطر انقراض کوسه است و میتوان آن را در بخش جنوبی آبهای شرقی و غربی استرالیا یافت. چرا مردم اینقدر از کوسه می ترسند؟ ترس ما از کوسه ها بخشی از روانشناسی است، بخشی از هالیوود.
روانشناسی در مورد ترس و نحوه واکنش ما به آن چیزهای زیادی به ما آموخته است. در اینجا برخی از عوامل مؤثر وجود دارد:
احساسات در مقابل افکار – ما به عنوان انسان، بیشتر به احساسات پاسخ می دهیم تا به افکار، بنابراین وقتی یک کوسه را تصور می کنیم، “احساسات” مرتبط با ترس در ابتدا به ذهن خطور می کند و قوی تر از “افکار”هایی هستند که بعداً به وجود می آیند – مانند بسیار بعید است. با یکی مواجه خواهیم شد
بیرون از اعماق ما – کوسه ها به سختی از ساحل یا زمانی که در آب هستیم دیده می شوند. خطرات پنهان اغلب ترسناکتر از آنهایی هستند که میتوانیم ببینیم، بنابراین «احساساتی» که با احتمال حمله از اعماق پنهان زیر ما به وجود میآیند، میتوانند بهویژه ترسناک باشند، حتی اگر بدانیم که احتمال وقوع آن بسیار کم است.
راه وحشتناکی است – اگرچه مرگ بر اثر حمله قلبی به احتمال زیاد مرگ نهایی ما است، “احساسات” مرتبط با گرفته شدن توسط یک کوسه ما را به گونه ای بیرون می کشد که بیماری قلبی چنین نیست.
ترس از ناشناخته – چیزهای مرموز می توانند ترسناک باشند. مکانهای ناشناخته و تجربیات غیرمنتظره بیشتر به ما استرس میدهند و واکنش فیزیولوژیکی «جنگ یا گریز» را که مشخصه بسیاری از حیوانات تحت استرس از جمله انسانها است، غیرقانونی میکنند. این سازگاری مهم نحوه واکنش بدن ما به موقعیتهای استرسزا و بالقوه خطرناک است که با افزایش هورمون آدرنالین تحریک میشود و ما را آماده میکند تا یا بمانیم و با عامل استرسزا مبارزه کنیم یا برگردیم و بدویم/ شنا کنیم/ پرواز کنیم.
هنگامی که گوریل ها برای اولین بار توسط ماجراجویان اروپایی در آفریقا در اواسط دهه ۱۸۰۰ مواجه شدند، آنها به عنوان هیولاهای خشن انسان خوار توصیف شدند. این بر اساس تجربه کاشفان از حمله هولناک گوریلهای نر پشت نقرهای در حفاظت از خانوادهاش بود. تا زمانی که در اواخر قرن بیستم از دانشمندانی مانند دیان فوسی بیشتر در مورد گوریل ها یاد گرفتیم، این تصویر از بین رفت.
دانش و درک ما از کوسه ها – به عنوان مثال چرا سفیدهای بزرگ در برخی مکان ها و در برخی موارد هیچ خطری برای انسان در آب ندارند – بسیار محدود است. ما هنوز چیزهای زیادی برای یادگیری داریم – شاید مانند یک کاوشگر گوریل هراس قرن نوزدهم؟
ترس باعث ایجاد ترس می شود – پوشش رسانه ای به خودی خود می تواند ترس را افزایش دهد و نتیجه درک غیر واقعی از احتمال مواجهه با کوسه باشد. مطالعات نشان دادهاند که افزایش قرار گرفتن در معرض پوشش رسانهای جرایم، برای مثال، میتواند منجر به این تصور مخاطب شود که جرم در حال افزایش است، حتی زمانی که شواهد نشان میدهد که وقوع جرم در حال کاهش است.


دیدگاه کاربران (2 دیدگاه)